هرگاه مرد با ایمان برادر خود را خشمگین ساخت ، میان خود و او جدائى انداخت . [ گویند : حشمه و أحشمه ، چون او را بخشم آورد . و گفته‏اند شرمگین شدن و خشم آوردن را براى او خواست . و آن گاه جدائى اوست ] . [ و اکنون هنگام آن است که گزیده‏هاى سخن امیر مؤمنان علیه السّلام را پایان دهیم ، حالى که خداى سبحان را بر این منّت که نهاد و توفیقى که به ما داد سپاس مى‏گوییم . که آنچه پراکنده بود فراهم کردیم و آنچه دور مى‏نمود نزدیک آوردیم . و چنانکه در آغاز بر عهده نهادیم بر آنیم که برگهاى سفید در پایان هر باب بنهیم تا آنچه از دست شده و به دست آریم در آن برگها بگذاریم . و بود که سخنى پوشیده آشکار شود و از آن پس که دور مینمود به دست آید . و توفیق ما جز با خدا نیست . بر او توکل کردیم و او ما را بسنده و نیکوکار گزار است . و این در رجب سال چهار صد از هجرت است و درود بر سید ما محمد خاتم پیمبران و هدایت کننده به بهترین راه و بر آل پاک و یاران او باد که ستارگان یقین‏اند . ] [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :3
بازدید دیروز :3
کل بازدید :104834
تعداد کل یاداشته ها : 46
04/1/12
2:33 ص
 

هوالحق

 

سلام ....

سلامی به امید آغازی سرشار از بودن و اینبار به امید ماندن .

سلامی با سپاس از لطف ایزد منان که دستان ناتوان بندگان بی چیز خود را تنها نمی گذارد .

سلامی با احترام به آنان که همراهمان می شوند و نه از جان که از عشق مایه می گذارند .

سلامی به حضور زیبای نگاه آنان که خشت های این خانه دوباره ساز را می خوانند .

سلامی دوباره به امید شروعی دوباره و ماندنی تا هر زمان .....

سلامی دوباره ....

امید که از ماندنی ها باشیم نه از راندنی ها و جاگذاشتنی ها و رفتنی ها

چشم به راه نوشتنی هایتان هستیم ....

اینبار به جای خداحافظ ......... باز هم سلام

 

 ایران خواه


  
پیامهای عمومی ارسال شده
+ با سلام با حکایتی بسیار جالب از مولای متقیان به روزم یه سر بزن یا علی